دینی سیاسی -
   1   2      >

+ واسه سلامتي خوبه!

يکشنبه 6 اسفند 1385 ساعت 8:35 عصر

به نام خدا و با سلام.


چند روز قبل رفتم خون بدم. با تعجب ديدم چند نفر تو صف ايستادن تا خون بدن. باورم نمي شد اينجا هم صفي باشه. فرمش رو بهم داد تا مطالعه کنم و منتظر بمونم تا نوبتم بشه.


راستي انگيزه افرادي که اومده بودند خون بدن چي بود؟ اين سوال ذهنم رو مشغول کرده بود، به همين خاطر با فردي که کنارم بود گرم گرفتم و ازش همين سوال رو پرسيدم.
اون هم گفت: واسه سلامتي آدم خوبه!. تازه گروه خون هم مشخص مي شه و ...


البته اگه آدم واسه سلامتي خودش کاري انجام بده خوبه. اما ....


يه استاد اخلاق مي گفت: فهميدن اين که سفارشات اسلام براي چيه خوبه اما يه خطري داره. اون هم از بين رفتن اخلاص در کارهاست. مثلا من يه بار کارهاي خوبي که انجام مي دم ، به خاطر اين هستش که خدا فرمان داده. من هم خدا رو دوست دارم،‏ پس اون کارها رو انجام مي دم فقط به خاطر خدا. حالا اگه رفتم سوال کردم ، فلسفه احکام رو فهميدم. دليل اين که خدا به من اينجور فرمانها رو داده درک کردم بعدش يه ذره انجام اون کارها به خاطر فوائدش شد ، آيا باز هم مثل قبل که نمي دونستم و فقط به خاطر خدا انجام مي دادم ،‏ اجر و قرب داره؟؟


خوب پس ديگه فهميدن اسرار فرامين الهي ممنوع!. نه من اين رو نمي گم. اما مهم اينه که اگه دليل احکام رو هم فهميديم باز هم فقط به خاطر خدا انجامشون بديم. نه به خاطر فوائدش. اين ديگه معرکه مي شه.


نوشته شده توسط : مهدي احمدي

نظرات ديگران [ نظر]


+ امنيت اخلاقي (3)

سه‏شنبه 24 بهمن 1385 ساعت 11:46 عصر

ج: امنيت اخلاقي از نگاه نبوي


دين مترقي اسلام ـ که خواهان تعالي انسان است ـ تفريط و افراط در امور جنسي را جايز نمي‌داند و با تکيه بر سه اصل اساسي توحيد، نبوت و معاد، براي احتياجات ثابت بشري، قوانين ثابت وضع کرده و ارزش‌هاي فطري و مطلق و فرا زماني، فرا مکاني و فرا ملّي را در اختيار جوامع انساني قرار داد.


آيات 100 مائده، 157 اعراف ، 103 يوسف و ... نشان روشني بر مطلق بودن و هميشگي بودن ارزش‌هاي اخلاقي از نظر اسلام دارد.


محدودسازي روابط زنان و مردان، از بين بردن عوامل تشويش خاطر مردم، تأکيد بر پوشش و ترويج فرهنگ حيا و شرم، ديدگاه پيامبر مکرم اسلام و عموم پيامبران است که نقش مهمّي در سالم‌سازي و امنيت اخلاقي جامعه دارد.
ادامه مطلب...

نوشته شده توسط : مهدي احمدي

نظرات ديگران [ نظر]


+ امنيت اخلاقي (2)

چهارشنبه 18 بهمن 1385 ساعت 6:2 عصر

مکاتب الهي و غير الهي هر کدام براي تضمين امنيت اخلاقي، برنامه‌هايي را ارائه کرده‌اند که در يک نگاه کلي به سه دسته تقسيم مي‌شوند:



الف: نفي هر گونه ميل جنسي


آمار بالاي فساد و افسارگسيختگي جنسي، عده‌اي از متفکران غربي را بر اين داشت تا هر گونه اميال جنسي را نفي کنند.


موريس مترلينگ مي‌گويد:


ما انسان ها هم بايد (مثل زنبور عسل که در فصل خاصي آميزش دارد و در سائر اوقات کار مي‌کند) براي رهايي از بحران جنسي که فعلاً در غرب گرفتار آن شده‌ايم، ريشه عشق را در خود خشک کنيم و اميال تناسلي را از بين ببريم. کار ما فعلاً به جايي رسيده که جز اين، راهي پيش روي ما نيست.ادامه مطلب...

نوشته شده توسط : مهدي احمدي

نظرات ديگران [ نظر]


+ امنيت اخلاقي (1)

جمعه 29 دي 1385 ساعت 10:30 عصر

ارزش سالانه فروش محصولات پورنوگرافي در آمريکا بالغ بر ده ميليارد دلار است. اين مبلغ چندين برابر هزينه اي است که آمريکايي ها صرف فعاليت هاي ورزشي مي کنند.


سالانه 800 ميليون نسخه از آثار پورنوگرافي و همين مقدار نيز از مراکز اماني به امانت برده مي شود.


بيش از 180 ميليون لينک اينترنتي در زمينه پورنوگرافي وجود دارد. امروزه توليد و توزيع اين گونه محصولات به شکل يک صنعت درآمده و 900 شرکت فعالي در اين زمينه وجود دارد. تعداد 200 شرکت در شهر لاس وگاس آمريکا فعاليت مي کنند.


شبکه سي بي اس آمريکا ضمن بيان مطالب فوق در يک برنامه شصت دقيقه اي اذعان کرد که تنها يکي از شرکت ها تا کنون بالغ بر 500 ميليون دلار درآمد داشته است.


ادامه مطلب...

نوشته شده توسط : مهدي احمدي

نظرات ديگران [ نظر]


+ خاطرات تبليغ (2)

دوشنبه 15 آبان 1385 ساعت 1:6 صبح

به نام خدا و با سلام


تا همين چند سال قبل ارتباط شيعيان با اهل سنت ، خيلي زياد بود. با هم ازدواج مي کردند . روابطشون خيلي زياد بود. اما چند سالي هست که وضعيت يه کم تغيير کرده. در منطقه سيستان و بلوچستان ؛ کنگان و جنوب کشور؛ شمال کشور و غرب (کردستان) حرکتي شروع شده به نام خروج.


تعدادي از جوانان هر منطقه در قالب يک طرح سه ماهه به سراوان رفته و گاهي به پاکستان. در طول مدت مذکور به تحصيل اشتغال پيدا ميکنند. در منطقه سيستان ، اهل سنت به اين افراد ملا مي گفتند. اگر اين دوره به شش ماه مي رسيد عنوان امير را استعمال ميکردند.


پس از به اجرا درآمدن اين طرح،‏ دوري کردن اهل سنت از شيعيان رنگ بيشتري به خود گرفت.


ناگفته نماند که حضور غير قانوني افغاني ها در آن منطقه در اين دوري تاثير ويژه اي داشت.


تلاش ما در منطقه بر محور نزديک کردن اهل سنت و شيعيان و تاکيد بر مشترکات 80 درصدي شيعيان با اهل سنت بود. 


نوشته شده توسط : مهدي احمدي

نظرات ديگران [ نظر]


+ دوست محمد

پنجشنبه 11 آبان 1385 ساعت 11:29 عصر

به نام خدا و با سلام


خاطرات تبليغ در زابل (1)


ساعت 9بود که از قم راه افتاديم. خودمون رو براي 25 ساعت مسافرت آماده کرديم. زابل که رسيديم طلبه ها به مناطق مختلف اعزام شدند. خستگي و کوفتگي راه بيداد مي کرد. من و دو نفر از دوستان به «دوست محمد» رفتيم.


«دوست محمد» شهر مرزي ايران و افغانستان هستش . 60 درصد اهل سنت . 40 درصد شيعه. دو نفر از دوستان که با من بودند به شهر رفتند براي اينکه در مدارس فعاليت کنند. و من در روستايي نزديک شهر به نام «خمّر» مستقر شدم. مدرسه راهنمايي داشت و حدود 100 خانوار شيعه.


اهل سنتي که در آنجا بودند اکثرا از افغانستان بوده و شناسنامه نداشتند. تعدادي هم به اصطلاح زرنگي کرده بودند و شناسنامه جعلي درست کرده بودند.


بعضي ايراني ها هم که وفات ميکردند، ورثه شناسنامه اش رو مي فروختند و بيچاره رو بدون ثبت دفن مي کردند. بدين ترتيب عده اي از برادران اهل سنت افغاني ايراني مي شدند؟!‏


 


نوشته شده توسط : مهدي احمدي

نظرات ديگران [ نظر]




بسم اللّه الرّحمن الرّحيم


الحمدللّه ربّ العالمين والصّلاة والسّلام علي سيّدنا محمّد و اله الطّاهرين و لعنة اللّه علي اعدائهم اجمعين

عن اميرالمؤمنين (عليه السّلام ) انّه قال :
الفقيه کلّ الفقيه من لم يقنّط النّاس من رحمة اللّه و لم يؤ يسهم من روح اللّه و لم يؤ منهم من مکراللّه

فقاهت ، يعني فهم حقيقت دين و بيان آن به مردم 
احاديث متعددي با اين مضمون هست . خلاصه ي حرف اين احاديث اين است که حقيقت را آن چنان که هست ، براي مردم بيان بکند؛ نه با سختگيريها و تنگ نظريها و دخالت دادن برخي کج فهميها مردم را ماءيوس بکند، نه با هوي پرستي و تبعيت از راءي غيرمتکي به مباني ، مردم را از مکر الهي ايمن بکند و به گناهان تشويق نمايد.
لبّ فقاهت اين است : فهم حقيقت دين و حقيقت شريعت و بيان آن به مردم .


نقش حياتي حوزه هاي علميه 
مطلب اول درباره ي نقش حوزه هاي علميه است . در جامعه ي ما - چه در گذشته ، چه حال و چه در آينده - درباره ي اين نقش بايد خيلي مطالعه و تدبر بشود. از مجموعه ي روحانيت ، بخصوص حوزه ي علميه را انتخاب کرديم ؛ چون اين جا مزرع علماي دين و پرورشگاه نهالهاي بالنده ي فقاهت در آينده است .
اين حوزه ها در طول زمان توانسته اند اولا دين را حفظ و تبيين کنند - که اگر زحمات حوزه هاي علميه از آغاز تا امروز نمي بود، يقينا از دين و حقايق ديني چيزي باقي نمي ماند؛ بقاي دين مديون تلاش علمي حوزه هاست - ثانيا توانسته اند روحيه ي ديني مردم را تقويت کنند. از اين حوزه ها بوده است که علما و مبلّغاني برخاستند و در ميان مردم تبليغ دين کردند و روحيه ي ديني را در مردم تقويت نمودند و همچنين توانستند فکر جامعه را هدايت کنند.


از هزار سال پيش تا امروز - يعني بعد از دوران حديث و متن گرايي ، و از اول دوران استدلال - اين حوزه هاي علميه بودند که توانستند فکر ديني مردم را هدايت کنند و به آنها روحيه ي ديني بدهند و دين را حفظ نمايند. در طول زمان ، در مسائل سياسي هم اين حوزه ها تاءثير گذاشتند، و ما اين را در تاريخ گذشته ي خودمان هم ديده ايم ؛ مثل دوران علامه ي حلي(رضوان اللّه عليه ) که مدرسه ي سيار داشت و طلاب را حتّي با خود در شهرها و بلاد گوناگون حرکت مي داد؛ و قبل از آن ، در زمان شيخ طوسي و شاگردان آن بزرگوار، که در آفاق دنياي اسلام پخش مي شدند - چه در طرف شرق ، چه در طرف غرب ؛ مثل شهرهاي شام و طرابلس و مصر و ديگر مناطق - و يا در زمان سيّدمرتضي؛ و چه در زمانهاي نزديک به زمان ما، مثل دوران قبل از شيخ انصاري، زمان مرحوم کاشف الغطاء، که حوزه هاي علميه آن وقت در وضع تحولات جاري زندگي مؤ ثر بودند؛ و بعد شاگردان شيخ انصاري - مثل مرحوم ميرزاي شيرازي - و بعد آخوند خراساني و ديگراني که نقش آنها را در قضاياي قبل از مشروطيت و در خود قضيه ي مشروطيت و بعد از آن تا زمان ما، همه مي دانند (يعني بايد گفت همه هم نمي دانند.
متاءسفانه اين جزو مباحث کم تحقيق شده و کم کار ماست ؛ بايد همه بدانند. اينها چيزهاي دانسته شده و شناخته شده و ثبت وضبط شده يي است )؛ و چه در زمان ما، که تحرک ملت و تحقق انقلاب اسلامي و حدوث جامعه يي با پايه هاي اسلامي ، به وسيله ي حوزه هاي علميه انجام گرفت . استاد حوزه ي علميه بود که پيشاهنگ بود.
طلاب و فضلاي حوزه ي علميه بودند که در سرتاسر کشور، سربازان آن فرمانده و آن رهبر بودند. کاري انجام گرفت که در طول تاريخ اسلام ، از بعد از صدر اول تا امروز انجام نگرفته بود، و آن تحقق اين نظام اسلامي بود. در دوران بعد از انقلاب تا امروز هم که حضور طلاب و حوزه هاي علميه در مراحل مختلف انقلاب واضح است . پس ، حوزه ي علميه از جهات مختلف براي جامعه يک نقش حياتي دارد و - همان طور که عرض کرديم - اين بايد مورد تدبر قرار بگيرد؛ يعني کساني روي اين فکر کنند، تحقيق کنند، مواد لازم را جمع آوري کنند و در اين زمينه فکر نو ارائه نمايند.

برنامه ريزي براي حوزه هاي علميه 
مطلب دوم اين است که حالا گنجينه يي با اين عظمت در اختيار ما و در اختيار جهان اسلام و روحانيت اسلام است . قاعدتا در هر جاي دنيا يک چنين گنجينه ي اساسي وجود داشته باشد، براي آن شب و روز برنامه ريزي مي کنند و لحظه يي از هدايتش ‍ غافل نمي مانند. بزرگان و صاحب نظراني ، براي اين که چگونه از اين ذخيره ي عظمي استفاده بشود، در حال برنامه ريزي هستند؛ ما چه طور؟ ما براي حوزه هاي علميه ي خود چه قدر برنامه ريزي مي کنيم ؟ چه کسي اين برنامه ريزي را مي کند؟ چند درصد وقت بزرگان و برجستگان روحانيت ، صرف برنامه ريزي براي حوزه مي شود؟ آيا براي حوزه ، به قدر يک اداره ي کوچک در امور دنيايي ، يا به قدر يک دانشگاه کوچک ، برنامه ريزي منظم انجام مي گيرد؟ تحقيقا نه ! بله ، يک نفر ممکن است براي درس خودش بنشيند فکر کند که تا آخر سال چه مسائلي را بگويم ، چه طوري بگويم ، به کدام کتابها مراجعه کنم .
اين کجا، و برنامه ريزي براي حوزه کجا؟ ما الان در کشور چه قدر حوزه ي علميه داريم ؟ در دوران تاريخ شيعه ، آيا هرگز حوزه ي علميه يي چون حوزه ي علميه ي قم وجود داشته است ؟ نه نجف ، نه قم ، نه اصفهان ، نه مشهد، نه تبريز، و نه حوزه هاي بزرگ ديگر، هيچکدام شاهد آن شکوفايي و عظمتي که حوزه ي علميه ي قم در اين دوره و در قُبيل زمان ما داشته و دارد، نبودند. چه کسي براي اين گنجينه ي به اين عظمت ، با حوزه هاي ديگري که امروز بحمداللّه در سرتاسر کشور هست - چه حوزه هاي بزرگي مثل مشهد و اصفهان و تبريز و بعضي شهرهاي ديگر، و چه حوزه هاي کوچکي که در سرتاسر کشور هست - برنامه ريزي مي کند؟ چند درصد وقت ما براي برنامه ريزي صرف مي شود؟ در مقابل اين ارزش عظمي ، آن کاري که ما مي کنيم ، تقريبا در حکم صفر است ! ما بايد بدانيم که براي حوزه هاي علميه ، به برنامه ريزي احتياج داريم . بايد گروههاي متخصص و متمحض در برنامه ريزي ، براي اين کار باشند؛ بنشينند و مرتب به حوزه ي علميه و مسير آن ، نگرش داشته باشند و براي فردا و فرداهايش ، برنامه ريزيهاي علمي کنند.


فقاهت ، اساس حوزه هاي علميه 
مطلب سوم اين است که در حوزه ها، اساس ، فقاهت است . فقه بايد پيشرفت بکند. فقاهت به معناي خاص خود مورد نظر ماست . فقه به معناي عام - که آگاهي از دين است - در اين جا فعلا مورد بحث ما نيست ؛ فقه به معناي خاص ، يعني آگاهي از علم دين و فروع ديني و استنباط وظايف فردي و اجتماعي انسان از مجموعه ي متون ديني ، که خيلي هم مهم است .
 انسان از قبل از ولادت تا بعد از ممات احوالي دارد، و اين احوال شامل احوال فردي و زندگي شخصي اوست ، و نيز شامل احوال اجتماعي و زندگي سياسي و اقتصادي و اجتماعي و بقيه ي شؤ ون اوست .
تکليف و سرنوشت همه ي اينها در فقه معلوم مي شود. فقه به اين معنا مورد نظر ماست ، که اسمش همان احکام فرعي است ؛ استنباط احکام فرعي از اصول . اين ، اساس حوزه هاست . البته وقتي مي گوييم فقه ، مراد ما همين چيزي است که گفتيم . وقتي مي گوييم فقاهت ، مراد ما آن متد کاري و شيوه ي کاري در حوزه هاست . اين شيوه ي استنباط را به عنوان((فقاهت)) اصطلاح مي کنيم ، که در کلمات فقها هم کم و بيش به همين معنا به کار مي رود.
روش فقاهت ، يعني همين روش رد فروع به اصول ، و استنباط از اصول و مباني استنباط - کتاب و سنت و عقل و اجماع - و کيفيت اين استنباط و تقابل ميان ادله و ترتيب و نوبت بندي ادله ي مختلف ، که اول به چه مراجعه کنيم ؛ فرضا اول به ادله ي اجتهادي مراجعه مي کنيم ، به ظواهر مراجعه مي کنيم ؛ اگر ظواهر تعارض ‍ داشتند، چه کار بکنيم ؟ اگر ظواهري نداشتيم ، چه کار بکنيم ؟ نوبت اصول عمليه کي مي رسد؟ کدام اصل بر کدام اصل ديگر مقدم است ؟ و از اين قبيل .
اين شيوه يي که ما در علم اصول آن را مي خوانيم ، اسمش را((فقاهت)) مي گذاريم . پس ، مبنا در حوزه هاي علميه فقه است ، به معناي آن علمي که گفته شد؛ و شيوه ي فقاهت است ، به اين معنايي که بيان شد.
ادامه رهنمودهاي رهبر عزيزمان در مورد فقاهت

نوشته شده توسط : مهدي احمدي

نظرات ديگران [ نظر]


+ وداع با ماه خدا

شنبه 29 مهر 1385 ساعت 3:0 عصر

 امام سجاد(ع) ماه مبارک رمضان را عيد اولياء الله مى‏داند. در صحيفه سجاديه دعايى است ‏به نام دعاى وداع ماه مبارک رمضان که امام عليه السلام ابتدا نعمتهاي الهي  را مي شمارد سپس اين ماه مبارک را به عنوان بهترين بخشش خداوند و ماه منفعت و ماه حسابرسى ياد مي کند و با او همچون ياري عزيز سخن دل مي گويد و مي فرمايد:
ما خيلى دوست داشته و داريم، اما هيچ دوستى به عظمت اين ماه نبود. يک ماهى که نه هيچ روزى مثل روزهاى او بود و نه هيچ شبى مثل شب‏هاى او.


«ثم قد فارقنا عند تمام وقته و انقطاع مدته و وفاء عدده و نحن مودعوه‏» اين ماه بعد از آنکه پايانش فرا رسيد، از ما مفارقت و هجرت کرد و ما را تنها گذاشت و ما الان اين ماه را وداع مى‏کنيم.


«وداع من عز فراقه علينا و غمنا»،
چه وداعى؟ وداع تشريفاتى؟ نه، وداع با يک دوست عزيزى که مفارقتش براى ما توانفرساست. آنکه اهل معنا بود خيرش در اين ماه بيشتر شد; آنکه گرفتار گناه بود گناهش در اين ماه کمتر شد. فرمود: ما کسى را وداع مى‏کنيم که رفتنش براى ما عظيم و سخت است و ما را غمگين کرد; اين ماهى بود که شب و روزش رحمت‏بود.


پروردگارا، هجران ماه مبارک را که مصيبت ماست جبران فرما و براى ما در روز عيد فطر برکت مقرر نما...


گرفته شده از صحيفه سجّاديّه : دعاي 45

اي ماه عزيز چه صفائي داشتيم در لحظه هاي خوشت چه خوش غرق رحمت بيکرانت شديم و چه زود ما را ترک مي کني

خدايا همانگونه که در اين ماه ما را غرق رحمتت نمودي در ماههاي ديگر نيز رحمتت را از ما دريغ مدار.
آمين يا رب العالمين
 


نوشته شده توسط : مهدي احمدي

نظرات ديگران [ نظر]


+ روز قدس روز اسلام است. امام خميني (ره)

جمعه 28 مهر 1385 ساعت 11:24 عصر

در انتظار منجي جهان از دست همه مستکبران
روز قدس را گرامي مي داريم.



همين است ابتداي سبز اوقاتي که مي‌گويند        
و سرشار گل است آن ارتفاعاتي که مي‌گويند

اشارات زلالي از طلوع تازه‌ي نرگس           پياپي مي‌وزد از سمت ميقاتي که مي‌گويند

زمين در جست ‌وجو، هر چند بي‌تابانه مي‌چرخد           ولي پيداست ديگر آن علاماتي که مي‌گويند

جهان اين بار ديگر ايستاده با تمام خويش           کنار خيمه‌ي سبز ملاقاتي که مي‌گويند

کنار جمعه‌ي موعود، گل‌هاي ظهور او           يکايک مي‌دمد طبق رواياتي که مي‌گويند

کنون از انتهاي دشت‌هاي شرق مي‌آيد           صداي آخرين بند مناجاتي که مي‌گويند

و خاک، اين خاک تيره آسماني مي‌شود کم‌کم          در استقبال آن عاشق‌ترين ذاتي که مي‌گويند

و فردا بي‌گمان اين سمت عالم روي خواهد داد           سرانجام عجيب اتفاقاتي که مي‌گويند.


زکريا اخلاقي


نوشته شده توسط : مهدي احمدي

نظرات ديگران [ نظر]


+ ماه مغفرت

شنبه 22 مهر 1385 ساعت 12:22 صبح

قال رسول الله (صلي الله عليه وآله وسلّم):


إنَّما سُمّي رمضانُ رمضان، لأنَّهُ تُرمضُ فيه الذُّنوب أي تُحرقُ
******************************
 پيامبر گرامي اسلام فرمودند:


همانا ماه رمضان رمضان ناميده شد، زيرا که اين ماه گناهان را مي سوزاند. (مي آمرزد)!


(مستدرک الوسائل - ج 7 - ص 484)

از نظرات دوستان خيلي متشکرم، اينجا قسمتي از خطبه شعبانيه را آوردم انشاءالله خداوند متعال به همه ما توفيق عمل عنايت بفرمايد.


 


 قسمتي از خطبه شعبانيه

نوشته شده توسط : مهدي احمدي

نظرات ديگران [ نظر]


+ شب قدر

سه‏شنبه 18 مهر 1385 ساعت 10:17 عصر

بسم الله الرحمن الرحيم


انا انزلناه فى ليله القدر وما ادراک ما ليله القدر ليله القدر خير من الف شهر تنزل الملا ئکه والروح فيها باذن ربهم من کل امر سلا م هى حتى مطلع الفجر.

اى عفو تو شامل گناهان       کوى تو پناه بى پناهان        بر خسته دلان شفاى دردى           محروم نکرده دردمندى
باز است درت بر آزمندان        اى عشق دل نيازمندان       جز تو که نظر به حال ما کرد          يا گوش بر اين مقال ما کرد
بخشنده هر گناهى اى دوست
بر گم شدگان پناهى اى دوست

ما, آن (قرآن) را در ((شب قدر))نازل کرديم و تو, چه مى دانى ((شب قدر))چيست؟ شب قدر, از هزارماه بهتر است, فرشتگان و ((روح)) در آن شب به اذن پروردگار خود, براى تقدير هر کارى نازل مى شوند, آن شب انباشته از سلامت و برکت و رحمت, تا طلوع صبح است.


در اين شبهاي قدر از همه التماس دعا داريم


نوشته شده توسط : مهدي احمدي

نظرات ديگران [ نظر]


+ ماه خدا

جمعه 7 مهر 1385 ساعت 6:4 عصر




     ...مردم ، ماه خدا (رمضان) با برکت و رحمت و بخشش به شما روى آورده است...


پيامبر اعظم (صلي الله عليه وآله) 

نوشته شده توسط : مهدي احمدي

نظرات ديگران [ نظر]


+ از ترس کفش!

سه‏شنبه 21 شهريور 1385 ساعت 12:18 صبح

به نام خدا و با سلام


شخصي هنگام عبور از شبستان مسجد، چشمش به مردي افتاد که خيلي با عجله نماز مي خواند و آرامش نماز را مراعات نمي کرد. ناراحت شد و با کفش خود، محکم بر سر او کوفت و گفت:


- نماز، خصم (دشمن) تو شود! اين چه نمازي است که به جاي مي آوري؟ زود باش نماز خود را با آرامش اعاده کن.


آن مرد با آهستگي نماز را دوباره خواند. آن شخص بعد از تمام شدن نماز گفت:


- حال خودت بگو، اين نماز بهتر بود يا نماز اول!؟


مرد گفت:


- نماز اول!


- چرا؟


- چون نماز اول از ترس خدا بود و نماز دوم از ترس کفش شما!


نوشته شده توسط : مهدي احمدي

نظرات ديگران [ نظر]


+ دنيا! تجمل؟

چهارشنبه 15 شهريور 1385 ساعت 9:56 صبح

به بهانه اين شعر:


اونجا رفتن روي مين که دنيا رو رها کنين؛ درد بي درمون دنيا دوستي رو دوا کنين ؛ اونجا زير برف و بارون توي سنگراي سرد ؛ اينجا ويلا و تجمل رو دلا نشونده درد ؛ يکي محزون يکي خندون شيوه ي اونا نبود ؛ اين طريق نبوي و سيره ي مولا نبود ...  متن کامل:( http://paybast.parsiblog.com)


مي خواستي وارد اتوبان قم - تهران بشي، عکس شهدا زينت بخش قسمت فوقاني دکه هاي دريافت عوارض بود. هر وقت که از اونجا رد مي شدي به ياد شهدا مي يفتادي. وارد اتوبان هم که مي شدي ، گاهي با اين گونه تصاوير برخورد مي کردي. يه نموره هم که شده شرمگين مي شدي. با خودت مي گفتي اينها براي چي رفتن جوون خودشون رو دادند!؟


حالا هم وارد اتوبان قم - تهران مي شي، قسمت فوقاني دکه هاي دريافت عوارض پر شده از تبليغات. تبليغات اجناس لوکس؟ تبليغ پرخوري؟ تبليغ اشرافي خوري؟ تبليغ تجمل گرايي ؟ وارد اتوبان مي شوي، به جاي تک تک تصاوير شهدا ، با تبليغات رنگارنگ و پرجلوه روبرو مي شوي؟!


راستي اين جايگزيني به چه دليلي رخ داد؟   گفتند تصاوير شهدا ، تمرکز رانندگان را به هم مي زند!؟ و باعث تشديد تصادفات مي گردد!!؟؟ گفتند: تصاوير شهدا مردم را افسرده ميکند؟؟!!


راستي حالا تمرکز رانندگان به هم نمي خورد؟؟ حالا نشاط زيادي به مردم عرضه ميکنند؟؟ بايد کساني که تمکن مالي ندارند اين همه جلوه هاي رنگارنگ را ببينند وحسرت بخورند؟؟


راستي چيزي جز نفع اقتصادي در نظرشان بود؟؟


نوشته شده توسط : مهدي احمدي

نظرات ديگران [ نظر]


+ فرهنگ، سکه ، اسکناس

چهارشنبه 1 شهريور 1385 ساعت 9:14 صبح

به نام خدا و با سلام

ساليان درازي است که اسکناس و سکه وسيله اصلي تبادل کالا و خريد محسوب مي شود. هر کشوري سعي ميکند از اين ابزار براي معرفي نمادهاي برجسته فرهنگي خود استفاده کند. اگر نگاهي به اسکناس هاي کشورهاي ديگر دنيا بندازيم،‏ مي بينيم که چگونه براي معرفي رهبران خود و بزرگترين نمادهاي فرهنگي کشور خودشون تلاش ميکنند.

در تاريخ اسلام نيز ضرب سکّه به نام بزرگان معمول بوده است؛ به عنوان نمونه ضرب سکّه به نام امام رضاعليه السلام در عصر ولايت عهدي آن حضرت، از رويدادهاي قابل توجّه آن عصر است.

بعد از پيروزي انقلاب اسلامي يکي از بهترين نمادهاي تبليغ فرهنگ اسلامي و نفي جلوه هاي طاغوتي، جايگزين سازي نمادهاي برتر ديني بر روي اسکناس ها بود.  چاپ تصوير حرم امام رضاعليه السلام بر يک روي اسکناس هاي هزار توماني و نيز چاپ تصوير حرم حضرت معصومه عليها السلام در يک طرف اسکناس هاي پانصد توماني يکي از آن نمونه هاست.

اما پس از گذشت چند سالي از انقلاب به جاي آن، تصاوير کوه دماوند در پشت اسکناس هزار توماني و گل و بلبل بر يک طرف اسکناس پانصد توماني نقش بسته است و از سويي، شاهد هستيم که تصوير بارگاه امام رضاعليه السلام از اسکناس هزار توماني صد برابر تنزل داده شده و بر روي سکّه ده توماني قرار گرفته و نيز تصوير بارگاه حضرت معصومه عليها السلام از اسکناس پانصد توماني صد برابر تنزل داده شده و بر روي سکه پنج توماني منقوش شده است و از طرفي پاييز سال 1383 آخرين مهلت اعتبار اسکناس هاي هزار توماني و پانصد توماني طرح قديم مطرح شد؛ يعني در عمل حذف تصاوير حرمين امام رضا و حضرت معصومه عليهما السلام از اسکناس هاي رايج کشور.

به راستي اگر اين حرکت از نگاه فرهنگي آگاهانه و عمدي باشد، چه نام خواهد داشت؟ اگر از ديدگاه اقتصادي هم به مسائل نگاه کنيم، آيا بارگاه امام رضا و حضرت معصومه عليهما السلام از قوي ترين جاذبه هاي زيارتي و گردشگري کشور نيست؟


برگرفته از نشريه فرهنگ کوثر، شماره 58


نوشته شده توسط : مهدي احمدي

نظرات ديگران [ نظر]


   1   2      >

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[29/4/1387- 4:39 ع] امنيت اخلاقي در عصر مهدوي
[5/3/1387- 9:45 ع] تبعيدي!
[22/1/1387- 10:41 ص] بوي گل آس!
[24/11/1386- 1:44 ع] قبر کن!
[9/10/1386- 9:41 ص] جهان متمدن شده!
[25/9/1386- 8:21 ص] نمي توانم در برابر گناه مقاومت کنم!
[20/8/1386- 8:36 ص] فداها ابوها
[29/7/1386- 1:17 ع] دلم تنگ شده بود
[20/4/1386- 11:35 ع] اينک دنيا!
[5/4/1386- 6:40 ص] ازدواج موقت يا هرزگي!
[1/4/1386- 2:37 ع] جشن ملکه شيطان!
[12/3/1386- 8:42 ع] غذاي اسکندر!
[15/2/1386- 12:9 ص] انشاء الله!
[22/1/1386- 12:23 ص] علف ماست!!
[آرشيو شده ها]